به سراغ من اگر باز ايی
سيب سرخی به تو خواهم داد
سرخيش.سرخی شرم
مزه اش مزه عشق
بوی ان عطر سلام
زيبائی ان زيبائی خواهش
دانه اش کاشتن تخم محبت بر دل
و تمام اينها ميشود خانه ما
به سراغ من اگر باز ايی
يک سبد لطف و صفا خواهم داد
يک سبد انتظار که درون تاريکی خود
از درخت روياها کنده ام
به سراغ من اگر باز ايی
روی پله های تنهايی خود منتظر امدن خورشيدم
اری.........
به سراغ من اگر باز ايي........
نظرات ()شبی برای ستايش
به اب خنديدم
وماه را گفتم:
چه انتظار غريبی.......
ستاره هم خنديد
شبی برای ستايش نماز عشق به پا شد
وان مکبر بی اضطراب
جير جيرک
صدای سجده من را به گوش سرو رسانيدومن تو را ديدم
شبی برای ستايش
به اسمان رفتم
نظرات ()شيرين من
اون زمونا....کوهی بود..کوه کنی بود
فرهادی بود...تيشه ای بود...عشقی بود
نه اينکه کوه کنم من......نه....
اما حالا کوهها هم بی وفا شدن
تا تيشه رو بر ميداری...برای زنده موندنت
بايد زمين شخم بزنی
يا تيشه رو برداری و بزنی سر بقل دستيت
فرها دا مردن شيرينم.....عشقارو بردن شيرينم
از من نخا فرهاد باشم ...تيشه باشم
عکس تو رو رو سنگ غم حک بکنم
از من نخا تا که به تو پابند بشم...عاشق بشم
من ديگه مردم شيرينم
عشقی نموند ...فرهاد نموند...تيشه نموند
اينم بدون ...شيرينها هم مردن شيرينم
ولی بدون عکس تو رو رو سنگ دل حک ميکنم
تيشه رو بردار شيرينم....جونم بگير
........خسته شدم......
نظرات ()
نظرات ()
نظرات ()