راستی اونجا نور فانوس یه شبش کرایه چند

 

فلسفه

نویسنده : فروتن - ساعت ۳:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۱۱/٢
 
منظور از این قصه
لا جرعه کشیدن بود
اما چه کنم تقدیر
نامرد تر از این بود
جامی که به من دادی
لاجرعه ننوشیدم
ام تو بدان منظور
لاجرعه کشیدن بود
تو فلسفه ای داری
یا خالی یا لبریز
من فلسفه ای دارم
احساس به طعمش بود
تنها تو بدان این را
احساس عطش کردن
اینگونه نبود اسان
افعی بگذیدن بود
قصد من از این صحبت
اقرار به این حرف است
تو فلسفه ات لبریز
من ظرفیتم کم بود

 
comment نظرات ()