راستی اونجا نور فانوس یه شبش کرایه چند

 
مرا ببخش
نویسنده : فروتن - ساعت ۱:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۱٠/٧
 
مینویسم برایت
تا گفته باشم از بیماریهای هزار ساله ام
اری مرا ببخش به خاطر دردهای نهفته ام
مرا ببخش به خاطر فکر رنجورم
مرا ببخش که زلالی چشمانت را به سخره گرفته ام
مرا ببخش که پاکدامنی مثال زدنیت که مثل ابر لطیف است را به بازی گرفته ام
مرا ببخش که این روح نا ارام بیمار به درمان نیازمند است
مرا ببخش که چشمانم جرعت باریدن را ندارد
اری ای طبیب دردهای هزار ساله ام
مرا ببخش که دیگر شرم دارم تا به زلفان نجیبت نظاره کنم
شرم دارم تا خود را عاشق قلمداد کنم
که عاشق واقعی تنها تو هستی
تنها کسی که در این خراب شهر غریب مرا با اسمان اشتی داد
بیا ای طبیب بیماریهایم که تنها تو مانده ای برای این دل ناارام
مرا رها نکن در دل این شب تیره
چون من از شب می ترسم
 
comment نظرات ()