يادش بخير...

يکی بود يکی نبود .غير از خدای مهربون هيچکی نبود...اون روزا ...شايد بشه گفت اون قديمای قديم...بی بی جون رو فکر حرفای بزرگ...واسه ما قصه ميگفت....قصه هاش غصه نداشت....برامون شادی می گفت....ياد اون روزای دور .... حسنک جمعه ميرفت به مدرسه....گاو ميرزا عبدلی...خورشت ميخورد به جای جو....کيف ميداد ...توی کوچه هفت سنگ بازی....کيف ميداد الا کلنگ....خاله بازی با دختر همسايه ها....ارزو های کوچيک....زندگی اندازه قالی زير پاهامون....و خدا..... هميشه بد جنسای توی بازی رو ....به جهندم مينداخت....تو کوچه هر کسی با چرخ خودش ....چرخ اين زندگی رو...با همين دست کوچيک ...حل ميداد تا اخرش....زشترين حرفمونم بد بودو بد....يادته...بستنی های يخيه....بقال توی کوچمون چه کيف ميداد....اگه يک وقت غريبه ...به دختر محلمون نگاه ميکرد.....رگ غيرت جوش ميزد....هيچ کسی با هيچ کسی کاری نداشت....اره ای رفيق نازو مهربون....يادش به خير....ميدونم ....از قديما مونده همون يادش به خير....اره دوستای کوچيکتر ....بمب اومد تفنگ اومد....سيل اومد ....زلزله ها قطار قطار....فکرای تکراری رو ....تو مغزمون امپول زدن....هرکسی فقط بلد شد ....حرف عدل و بزنه ....تو عمل چنگولامون ....تيز تر از چنگولای تيز پلنگ...هرکسی ...زير بقل ده تا کتاب....اما يک مصرع شعر و ....بی خيال....قصرای ارزوهامون ...يک به يک ويرون شدن....وخدا ...هممونو به جهندم انداخت...تموم مادر بزرگا ...قصه گرگ و ميگن تا بچه ها خورده نشن....اره دوست خوب من ای شريک زندگی .....عصر ما عصر تزلزل...نسل ما نسل به اتش کشی رويا هامون......بی خيال بسه ديگه ....قصمون......نه ....غصمون به طول کشيد...شب شده بگير بخواب...اما عزيز خوابيدنی....بگو باز يادش بخير ..........

 

برای تموم بچه محلای وب

شمام بگيد يادش بخير

/ 24 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الهه

به جای دسته گلی که فردا بر قبرم نثار می کنی امروز با شاخه گلی کوچک یادم کن .به جای سیل اشکی که فردا بر مزارم می ریزی امروز با تبسمی شادم کن .به جای اون متنهای تسلیت گونه که فردا در روزنامه ها برایم می نویسی امروز با پیام کوچکی خوشحالم کن .سلام آپم و منتظرت هستم

anahita

با درود به شما هم وطن عزيز. اولين بار که به وبلاگ شما آمدم. بهتون تبريک ميگم خيلی وبلاگ زيبايي داريد. متنتون هم زيباست . اميدوارم که بازم دنيايی آرام گذشته را در پيشرو داشته باشيم دنيايی که بی دروغ و بدون دلواپسی بود.راستی به کلبه اين بنده حقير هم سربزنيد و بنده رو سرافراز فرماييد. پيروز و کام روا باشيد. تا درودی ديگر بدرود. دوست جديد و هم وطن قديمی.

هستی

سلام ... من يه بار نظر دادم اومدم به اميد آپ شدن ولی خوب نبود خبرم کن اگه زحمتی نيست

خانوم كوچولو

يادش به خير! واقعا يادش به خير! سلام دوستم. منو ببخش . راس گفتی خيلی وقت بود نيومده بودم. شرمنده! خيلی قشنگ نوشته بودی. دلم هوای مامان بزرگمو کرد. یادش به خیر!

shahrzad

:(((((‌اشک من بيا منو ياری بکن :((((( من به روزم و منتظر ...

خورشيد خانومي

بازم طلوع کردم .يادش بخير نميدونم چند سالته اما من يه برادر بزرگ دارم که اون موقع ها که دختر بازی ميخواستن بکنن نامه مينوشتن و اين کار باعث ميشد برن کتاب بخونن تا يه شعر رمانتيک از توش در بيارن و با خط خوش و نقاشی قشنگ نامه رو مينوشتن و هفت یا هشتا تا ميزدن ..اندازه يه بسته کبريت ميشد بعد توی راه مدرسه مينداختن جلوی پای دوست دختر شون و اونم با ترس و لرز بر ميداشت و.............خب حالا ميتونن برن تو خونه با هم حرف بزنن و.... بيازی به اين نامه نگاريها نيست برای همينم از شعر و ......خبری نيست ...

*Tina

فرونن جان اول معذرت خواهی کنم به خاطر اينکه خبر نکردم ...بعد هم من خودم خبر نداشتم وبلاگم اپ شده توی کامنتتها از همه معذرت خواهی کردم چون واقعا می گم نمی دونستم اپ شده ...خيلی هم مرسی واسه تبريک ...هميشه منتظرت هستم برای اپ بعدی که خودم ديگه می کنم حتما خبرت می کنم ...بازم مرســــی ...:

fateme

سلام دوست من!خوبی؟تشکر که سر زدی .خوشحالم کردی هوار تا.آره ياد باد ان روزگاران ياد باد...

ساناز

سلام.من خوشحال ميشم بازم پروگی کنی بيا خونه من و روشن کنی:D:D:P...شوخی....نوشته من مخاطب نداشت..يعنی مخاطب پسر نداشت...واسه دوستم نوشتم که حرفمو گوش نکرد عاشق شد.و اون غريبه به من ترجيح داد.بعد هم اون آقا پسذ عاشق دوست منو ول کردو رفت دوست من کلی گريه کرد.و من کلی غصه خوردم...

هستی

سلام فروتن عزيز ... ولی اينجا که چيزی نيست