مرا ببخش

مینویسم برایت
تا گفته باشم از بیماریهای هزار ساله ام
اری مرا ببخش به خاطر دردهای نهفته ام
مرا ببخش به خاطر فکر رنجورم
مرا ببخش که زلالی چشمانت را به سخره گرفته ام
مرا ببخش که پاکدامنی مثال زدنیت که مثل ابر لطیف است را به بازی گرفته ام
مرا ببخش که این روح نا ارام بیمار به درمان نیازمند است
مرا ببخش که چشمانم جرعت باریدن را ندارد
اری ای طبیب دردهای هزار ساله ام
مرا ببخش که دیگر شرم دارم تا به زلفان نجیبت نظاره کنم
شرم دارم تا خود را عاشق قلمداد کنم
که عاشق واقعی تنها تو هستی
تنها کسی که در این خراب شهر غریب مرا با اسمان اشتی داد
بیا ای طبیب بیماریهایم که تنها تو مانده ای برای این دل ناارام
مرا رها نکن در دل این شب تیره
چون من از شب می ترسم

/ 11 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Baharra

سلام فروتن عزيز ! ممنون پيام های قشنگ ات . آمدم اينجا و ديدم بسيار زيبا نوشتی . هر جا باشی بهار آبرو باشی دوست.

zita

سلام.آرزو ميکنم که دردی نداشته باشی که طبيب بخاهی.اما اگر طبيب را دوست داری٫پس بی طبيب نمانی

افسانه

دست در دست ماه/ كناربركه قدم مي زنيم/ ماه خيس است/ تو مي لرزي/ باراني ام رابه شانه ي ماه مي اندازم/ بركه تاريك مي شود/ تو كجايي؟!

افسانه

اين سطرهارابراي تو مي نويسم/ با هيچكس/ حتي كلامي از آن رافاش مكن/من هم كليد زبانم را/ بعد از نوشتن اين شعر/به اقيانوسي خواهم انداخت/ فرصت كم است/ واين كوره راه ها/ هيچكدام/ مارابه جايي نمي برد/ من راه ناشناخته اي را مي دانم/ اما مجال براي نوشتن نيست/ وچشم هايي كه چشم ندارندديدن مارا/ درپي ما هستند/ فرصت كم است/ ديدارما/ كنارهمان اقيانوس

افسانه

سلام/ ممنون که سرمی زنی/ اپديتت حرف نداشت/ زيبا نوشته بودی/منم می نويسم می خوام بنويسم ولی چطوری؟؟؟؟؟؟؟؟

khatereh

سلام عزيز اميد است سالم باشی بسيار زيبابود...لذت بردم....//شادباشی

ناشناس

با سلام؛ خوشحالم که ميبينم پنجره خود را باز گذاشتی تا نور مهتاب بر آن دل پاک بتابد نوشته های ساده و روان شما انسان را بسوی روشنايی تمام نشدنی مهتاب ميکشاند تا پس آن آفتاب را به ديده نمايان سازد.

NoosheeN

سلام دوست گرامی ... به راستی که فروتن هستی و احساست گرم و شفاف است .. تشکراز قدوم گرمت .. موفق باشی ...

فریبا آتش

سلام بر فروتن گرامی، خورسندم از آشنایی با شما و سروده هایی تان را خواندم و از هر کدام حظ بردم . راه تان سبز