شيرين من

شيرين من

 

اون زمونا....کوهی بود..کوه کنی بود

 

فرهادی بود...تيشه ای بود...عشقی بود

 

نه اينکه کوه کنم من......نه....

 

اما حالا کوهها هم بی وفا شدن

 

تا تيشه رو بر ميداری...برای زنده موندنت

 

بايد زمين شخم بزنی

 

يا تيشه رو برداری و بزنی سر بقل دستيت

 

فرها دا مردن شيرينم.....عشقارو بردن شيرينم

 

از من نخا فرهاد باشم ...تيشه باشم

 

عکس تو رو رو سنگ غم حک بکنم

 

از من نخا تا که به تو پابند بشم...عاشق بشم

 

من ديگه مردم شيرينم

 

عشقی نموند ...فرهاد نموند...تيشه نموند

 

اينم بدون ...شيرينها هم مردن شيرينم

 

ولی بدون عکس تو رو رو سنگ دل حک ميکنم

 

تيشه رو بردار شيرينم....جونم بگير

........خسته شدم......

/ 23 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خورشيدخانمي

ابريک عزيز و با احساسم بارها و بارها با عشق شعرت را خواندم چرا که آنچه از دل برآيد بر دل نشيند .و به احساس زيبايت اين شعر را تقديم ميکنم از زاويه تو به شيرين عزيزت. به جز حضور تو هيچ چيز اين جهان بيکرانه را جدي نگرفته ام حتي عشق را

SaYe

سلام مهربونم...مرسي كه اومدي پيشم..اي كاش فرهادِ هيچكي نمي مرد و حتي شيرين ها نمي مردند...اي كاش ميشد ....شعرت فوق العاده بود...موفق باشي...يا حق...

شیدا

حادثه ی يکی شدن حادثه ای ساده نبود..........

nazi

سلام عزيزم خوبي ميبخشي دير سر زدم گرفتار بودم ممنون که سر زدي زيباست باراني باشي..... شب رو شیشه سکوت می نویسم ، مست مست : عاشقی یعنی جنون ؛ عاشقی یعنی شکست . . .

nafise

سلام...زيبا بود.به منم سر بزن.../يا علی

مهلا

همه عشقا شده تکرار-همه حرفا يه کلـــــيشـه/زيـــنت شروع جـملـــه-با نمی خوام و نمی شه / دفتر خسرو و شـــيرين - توی پـــيته، زيـر آتـــيـش/سيب زمينی می پزن باش -با نمک می چسبه خاليش / صفحه ليــــلی و مجــنون - بشقاب لبــو فروشـــــه/ گاهی توش باقالی می دن-گــــلپــرش رو آبليموشه...

مهلا

می دونم که شعرم برات تکراريه اما به مطلبت می خوند، راستی ببخشيد که دير اومدم و ممنون از اينکه بهم سر زدی

ناشناس

با سلام/خوشحالم که فعال ميبينمت ولی دوست دارم از اميد و توانائی بشر بگوئی نه از نا اميديها و ياس.کرم حق نصيبت

haniyeh

ديگه نه شيرينی مونده نه فرهادی.