فلسفه

منظور از این قصه
لا جرعه کشیدن بود
اما چه کنم تقدیر
نامرد تر از این بود
جامی که به من دادی
لاجرعه ننوشیدم
ام تو بدان منظور
لاجرعه کشیدن بود
تو فلسفه ای داری
یا خالی یا لبریز
من فلسفه ای دارم
احساس به طعمش بود
تنها تو بدان این را
احساس عطش کردن
اینگونه نبود اسان
افعی بگذیدن بود
قصد من از این صحبت
اقرار به این حرف است
تو فلسفه ات لبریز
من ظرفیتم کم بود

/ 6 نظر / 8 بازدید
janaan

سلام . عيد شما مبارك .. هر رو ز تان عيد باد...

خورشيد خانمي

خوبی گفتی کارگر دانی ميکنی چيا تا حالا ساختی مستند يا داستانی .در هر صورت هر کمکی از دستم بر بياد ميکنم و خوشحال ميشم .

tajmah

زیبا بود دست شما درد نکند

خورشيد خانمي

دوست داری مستند کار کنی يا داستانی.و بيشتر به چه سوژه هايی علاقه داری.ا

مهلا

ببخشيد،خيلی دير اومدم. نه؟